|
157 - هديه به مرثيه خوان امام حسين (عليه السلام )
روز عيد نوروز بود، منصور دوانيقى ناگزير و به اجبار، امام كاظم حضرت موسى بن جعفر
را به مجلس خود آورد، مردم دسته دسته مى آمدند و هدايائى مى آوردند و خادم منصور آن
ها راتعيين كرده و ثبت مى كرد.
در اين ميان پيرمرد عربى آمد و وقتى امام كاظم (عليه السلام ) را ديد، عرض كرد:
من فقيرم و مالى نداشتم به عنوان هديه بياورم ، تنها هديه من سه شعر است كه جدم در
سوگ جد شما امام حسين (عليه السلام ) سروده است ، سپس آن سه شعر را به اين ترتيب
خواند.
عجبت لمصقول علاك فرنده
يوم الهياج و قد علاك غبار
و لاسهم نفذتك دون حرائر
يدعون جدك و الدموغ غزار
الا تقضقضت السهام وعاقها
عن جسمك الاجلال و الاكرام
يعنى : درشگفتم از شمشير برانى كه با جوهرش ، پيكرت را فرا گرفت در روز پرهيجاج
(عاشورا) كه غبار بر آن پيكر مقدس نشسته بود. و در شگفتم از آن تيرهائى كه به بدنت
اصابت كردند در برابر بانوان حرم كه با چشم اشكبار جدت را مى طلبيدند و به راستى
چگونه آن تيرها، درهم شكسته نشدند. و بزرگوارى و مقام ارجمند تو، آنها را از پيكر
مقسدت جلوگيرى ننمود.
امام موسى بن جعفر (عليه السلام ) اموال بسيار به او بخشيد و اهداء نمود.
(462)
اين داستان حاكى است كه امامان (عليهم السلام ) اهميت بسيار به ياد حسين و ذكر
مصائب او مى دادند، و حتى روز جشن عيد نوروز، به مرثيه خوان ، هديه فراوان عنايت مى
فرمودند، آيا انگيزه آنها جز اين بود كه با نام و يادآورى حماسه حسين (عليه السلام
) انگيزه هاى ضد طاغوت را در دلها زنده كنند، و در خانه طاغوت ، مردم را درس ضد
طاغوت بياموزند؟!.
|